۱۳۸۸/۰۴/۱۶

وقتی چشم هایم را میبندم دراز کشیده و بدون کوچکترین حرکتی .. آیا میتوانم .... شاید بهتر باشد این طور بگویم که : چه احساس میکنم .. اگر گذشته را به کنار بگذارم .. آیا تصویر روشنی میتوانم از خود داشته باشم .. من کی هستم ... ؟؟؟ من چی هستم .. ؟؟؟ ...
با چشمان بسته بدون هیچ حرکتی می توانم خودم را احساس کنم .. میتوانم تک تک اجزای بدنم را احساس کنم .. .. چه درکی از اطرافم میتوان داشت من در کوشه ای از اتاق خانه ای در فلان شهر و فلان کشور در فلان قاره و و فلان نقطه ی جغرافیایی کره ی زمین .... در فلان موقعیت نسبت به ماه و خورشید.... در فلان کهکشان و ... هستم ... وقتی چشمانم بسته و من بدون حرکت و فقط فکر میکنم .. تنها نشانه ی زنده بودن من فکر کردن من است ... آیامن کجا هستم ..؟؟؟ .. چراهستم ... ؟؟؟ چه هستم ...؟؟؟ چرا هستم ...؟؟؟؟ آیا این سوالات اگر در حال فعالیت های روزمره باشم فرقی میکند ..؟؟؟ من همان هستم و با همان نمیدانم ها و همان چراها ...

۱۳۸۸/۰۴/۱۵

بیچاره نفهمیده وگرنه نمی گذاشت ..

دیدید چه شد ....... بعد از دو هفته آمده و میگوید من مخالف سرکوب مردم هستم .. ای بی شرف ... ای بی شرف ...حالا که کار از کار کذشته از زیر همه چیز شانه مخالی میکند و ادعا میکند که او مخالف سرکوب مردم است .. و او هیچ کاره بوده است و نمی گذارد تکرار شود .. ای بی شرف مردم فریب ... پس چرا تا حالا هیچ غلتی نکردی .... بی چاره نفهمیده وگرنه نمی گذاشته اینچنین با مردم بر خورد نکنند به خاطر اینکه داشتن ترتیب مخالفان خودش را میدادند سرش را زیر برف کرده تا نبیند چه بر سر آنها می آید .... بی چاره سرش زیر برف کرده بود نفهمیده .. نفهمیده طرفدارانش چه بر سر مخالفانش می آورده اند ... تازه فهمیده که اون ها مردم بوده اند .. نه خس و خاشاک .. به خاطر همین می خواهد در دولتش تغییرات اساسی بدهد می خواهد کشور را به پیشرفت برساند .. البته که با دروغ هرچیزی میشود گفت و ادعا کرد که هست مثل حاله ی نور ... البته که پیروزی نوجوانان از افتخارات دولت اوست .. مدال های طلای رضا زاده هم و همچنین افتخارات کشتی گیران هم از افتخارات دولت اوست .. ای عوام فریب پست فطرت .. ای قدرت پرست کور .. ای دروغ گوی بی لیاقت .. ای فریب خورده ی نایب امام زمان ... تو قاتل ندا ها را حتما میشناسی .. که تو خود جزئی از آنها هستی .. این فاجعه ی تعرض به مردم بی دفاع و شریف در دوره ی سلطنت تو اتفاق افتاده .. و در تاریخ بر پیشانی تو حک خواهد شد ...

دین این بی شرفها پول است

این بی شرف ها بی دین هستند و برای بقای پول و ثروت و قدرت شان هر کای میکنند .. چرا نکنند .. آن بی شرفها .. آن بی شرف ها ...... آن بی خدا ها ... آن عقده ای ها .. آن پول پرست ها هر کاری برای منافع شخصی شان میکنند ....... هر کسی که لازم ببینند میکشند .. و هر تعداد که لازم باشد برای ترساندن مردم شکنجه میدهند .. مسلمانان و مخصوصا متعصبین مذهبی عقده ای هستند و این تقصیر خودشان نیست ... تقصیر این دین شیطانی ست که هر غیر خودی را مستحق مرگ میبیند .. . اگر زندگی شخصی " محمد " را مطالعه کنیم ، میبینیم که او هم برای خاطر " پول و قدرت " هر کاری کرده و هر کسی که مخالفش بوده را کشته و حتی آنقدر بی شرف بوده که با زنان و دختران مخالفین خود یا آنها که مردشان را کشته بود هم ازداج می کرده و هم خوابگی داشته و هیچ رحمی در وجودش نبوده .. او برای بدست آوردن پول با یک پیرزن ازدواج میکند ... او آنقذر گرفتار شهوت بود که در مقابل زنان نمی توانست جلوی خودش را بگیرد و چیزی از حرمسرا کم نداشت بطوری که زنان بیشماری داشت .. اگر مقایسه کنیم همان کاری که محمد کرد این آخوند ها هم برای قدرت و پول میکنند که دین یک استراتزی ست برای بدست آوردن پول و قدرت با فریب آدم های بی اطلاع و ساده .. آدم های فقیر و بیچاره . آدم هایی که به حوزه ها میروند دو گروه هستند گروهی که برای بدست آوردن حقیقت پا در این راه میگذارند . و کسانی که به اسرار خانواده و یا به دلیل فقر وارد این ماجرا میشوند که این دسته بسیار زیادند .. من خود به حوزه رفته ام و از جو آن به خوبی اطلاع دارم و بایست بگم که در آنجا هم لوات رواج دارد .. شهوت غریزه ای که کنترلش سخت است و همیشه و همه جا همراه ماست .. حتی در مسجد .. حتی در مسجد هم شاهد لوات بوده ام .. باور کنید راست میگویم .. به خدای ایران قسم که راست میگویم .. که آنها که درگیر تعصب مذهبی هستند و گرفتار این مسئله که شهوت گناه است .. همیشه شهوت خود را سرکوب میکنند و لی .. ولی شهوت با سرکوب شدن قوی تر میشود عقده میشود که سرکوب هر احساسی در انسان باعث قدرتمند شدن آن احساس میشود .. و حساس شدن آن .. و این حس با کوچکترین تحریکی بیدار میشود و همه دارند خصوصا نوجوانان ... در مورد فقر میگفتم که از دلایل بارز رفتن به حوزه است ... که پول پرست بودن آخوند ها را توجیه میکند .. در تظاهرات های این حکومت ، شاید خیلی ها ندانند که مدرسه ها را بسیج میکردند و به اجبار با خود به خیابان ها می آوردند .. حتی وقتی کسی از سران دولت هم به شهرستان ها می آمدند باز این مدارس بودند که با اجبار لشکری از دانش آموزان را برای استقبال می بردند .. این امری عادی ست و دانش آموزان هم برای این ماجرا و رهایی از کلاس همیشه خوشحال بوده اند .. در حالی که دنیا فکر میکند مردم برای استقبال و پشتیبانی و حمایت از فلان شخصیت یا فلان ماجرا ست .. و در صدا و سیمای دولت هم میگویند استقبال پر شور مردم ..

۱۳۸۸/۰۴/۱۴

پدر..

پدر...پدر ... چه باید بگویم ... من نمی دانم چه احساسی ست پدرم را در بچگی از دست دادم .. و .. و .. من به او بد کردم .. من به او بد کردم .. و این داغ را تا به ابد .. تا به ابد زجری نا خواسته با من است .. متاسفم .. پدر .. متاسفم ... شاید میدانی که تقصیر من نبود .. ولی .. کار .. کار .. من بود .... من ... نادانسته و نفهمیده و ناخواسته .. نمیدانم .. نمی دانم چه شد .. نمی دانم الان در چه حالی .. به بهشت و جهنم اعتقادی ندارم .. و نمیدانم .. بعد از مرگ چه اتفاقی می افتد .. این جسد را قطعا رها خواهیم کرد و منت از مرگ نمی ترسم /........... بار ها و بار ها با ان روبرو شده ا م .. و تو می دانی که اگر خواست خدا نبود من نبودم .. سال ها بود که نبودم .. و چقدردلم می خواهد نباشم .. کاش نباشم .0, 0);"> بودن به زحمتش نمی ارزد هر کس که مرد .. راحت شد .. . پدر خاطره ها همیشه زنده هستند و همیشه مرا می آزارند .. خاطر ه های گذشته ... گذشته های دور گذشته های نزدیک .. در کوچکترین فرصتی باز به من هجوم می آورند .. چرا این کار را کردم .. چرا اینطور شد .. باید آن کار را می کردم .. باید آن را میگفتم .. چرا این کار را کرد .. وای چی گفتم و چی گفت ... چرا ...چرا .و.. چرا اینطور شد ..... و دوباره همان صحنه ها در ذهنت .. زنده میشوند و تو سعی میکنی که در آن گیر و دار اشتباهاتت را تصحیح کنی .. نا گاه به خود می آیی .. می بینی داری با خودت کلنجار می روی و هیچ تاثیری بر ان گذشته ها ندارد ... عصبی می شوی .. ولی مسائل همان طور می ماند و تو به گذشته ها دست نداری .. و این همیشه و همیشه با تو است و... تکرار می شود ... تکرار میشود ... تو خودت را نبخشیده ای .. و این باعث شده همیشه گرفتار آن بمانی .... کاش نبودم ....... کاش نبودم ....... بودن .. و نا خواسته .. آن را تحمل کردن بدترین درد دنیاست ....
شود مردمی کیش و آیین ما ....... نگیرد خرد خرده بر دین ما ........
بیاریم آن آب رفته به جوی ......... مگر زان بیابیم باز آبروی .........
پندار نیک ... گفتار نیک ..... و کردار نیک ......
می بینی دین ما چه شد و کشور ما به کجا کشیده شد .. متاسفم .....

خرافات و سحر و جادو ..

کلمات و کلن .. زبان عربی نزد عامه ی مردم مقدس شده ... دعا ها و سحر و جادو .. مسلمن (یک طورایی عشقم کشیده که ا ً را " ن" بنویسم ) باید به زبانی نا مفهوم باشد تا برای عامه جلب توجه کند و به باورشان بنشیند که از بدبختی ما و حمله ی اسلام به کشور و دین و زندگی ما این زبان در کشور ما عربی افتاد .. که اصولن دین اسلام طرح و ایده ای برای فریب مردم بی اطلاع و ساده است .. که در هیچ دینی تا این اندازه خرافات نیست یعنی در همه ی کشور ها با خرافات مبارزه میکنند ولی بر خلاف آنها در کشور اسلام زده ی ما خرافات میسازند و پرورش میدهند تا مردم را در گمراهی نگه داشته و بتوانند با نام خدا و اصول و آیین خدایی مردم را بچاپند و حکومت کنند ... که تنها راه مبارزه با این حکومت مردم فریب و خرافه ساز .. آگاه کردن مردم است چیزی که این دولت با تمام توان برعلیه آن تلاش میکند .. بر علیه آگاهی مردم تلاش میکند .. که اگر مردم ما بفهمند چه بر سر آنها آ مده لحظه ای این حکومت را تحمل نمی کنند .. داشتم از خرافات میگفتم .. از دعا هایی که باید به زبان عربی خوانده بشوند و نیازی به فهمیدن معنای آن ن دارند چرا که مردم نباید بفهمند امام علی آنها چه موجودی بوده و چه مسائلی را در دعای کمیل خود مطرح کرده وگرنه اعتقادشان را از دست میدهند .. من .. من واقعن میمانم وقتی می بینم مردم ما کتاب مفاتیح جنان میخوانند ..می مانم وقتی می بینم هنوز دارد چاپ میشود ... یک مشت .. که نه یک خروار نوشته های عربی که همه ی مشکلاتت را حل میکند .. کافیست که آن طور که گفته فلان سوره یا نوشته ی عربی را به تعداد لازم مصرف کنی .. نمی دانم .. چند بار بخوانی .. یا به نحوی که گفته مصرف کنی .. مثلن بنویسی و در آب بکنی و به خورد فلان کس بدهی .. یا در بالش او بگذاری .. و و و نسخه های جور واجور دیگر ..
مردم بی اطلاع و کم دان ما که گرفتار تبلیغات وسیع و گسترده ی خرافات اسلامی هستند و فکر میکنند هیچ مسئله ی درستی غیر همین که این ها میگویند نیست ... فکر می کنند در دنیا هیچ دین دیگری نیست اصلن نمی دانند دنیا چیست و چقدر آدم در دنیا زندگی میکننند فکر میکنند دین اسلام بخاطر اینکه آخرین دین است کامل ترین آنها هم هست همان طور که آخوند ها میگویند و آخوند ها توی سر میزنند که آیین بهایی دینی جدید نیست دینی پیشرفته تر و برای آسودگی مردم از دست قوانین دینی نیست همان طور که آخوند های مسیحی دین اسلام را قبول ندارند البته آنها از بیرون به این دین پر از قتل و تجاوز نگاه میکنند و میدانند که این دین چطور به وجود آمد .... و چطور بی رحمانه و وحشیانه مخالفان خود را میکشد که همین حوادث اخیر چهره ی واقعی جبر اسلامی را دیدیم و دیدیم که آخوند ها تحت هیچ شرایطی حاضر نیستند پول و مقام خود را از دست بدهند .. هر چند مجبور بشوند آدم های بیشماری را وحشیانه بزنند و بکشند ..
داشتم از سحر و جادو میگفتم که این آخوند ها برای کش رفتن پول از این مردم بیچاره و دردمند ساختند و برای هر مشکلی دست اویزی ساختند و مردم را به خرافات و خریت سوق دادند و فکر نکردن و همه مسائل را به ماورای طبیعه نسبت دادن که کلید آن هم در دست خودشان بود و با پول هر مشکلی را از طلاق و ازداج گرفته .. تا همه و همه ی موارد .. حتی بیمارکردن و یا مداوا کردن را حل میکردند .. آری با پول باپول .. که جدیدن که مردم کمی واقع بین تر شده اند با شعار " باید اعتقاد داشت " کارشان را پیش میبرند .. و این را خوب فهمیده اند که با اعتقاد هر سیاهی را میتوان سپید دید .. که به هر چیزی که اعتقاد داشته باشی برایت پیش می آید .. باید اعتقاد داشت تا اثر کند چرا که احساس اطمینان به آن سحر که برای مسئله خاصی به کار رفته باعث اعتماد به نفس و دلگرمی حل شدن مسئله از طریق ماورای طبیعت باعث پشتکار برای رسیدن به هدف میشود که البته افکار ما در زندگی ما تاثیر بسزایی می گذارند ...
و نباید فراموش کرد که ما در دنیایی عجیب و نا شناخته زندگی میکنیم که هر چیزی در آن امکان پذیر است بجز خرافات دینی...

۱۳۸۸/۰۴/۱۳

حتی روشنکفران ما هم گرفتار خرافاتند ( پس برای چه به آنها می گویند روشنفکر .. خوب بگویند تاریک اندیش و بی اطلاع و خود همه ئچیز دان )

مخدر ..

دیدم که بچه ها دارن .. میرونن """""" تو یه حال غریبین """""" می لولن """"" خوشحالن و سرحالن ...... دارن میخونن با هم .... پرسیدم از بچه ها .... جریان چیه .. بگین به ما ..... دل شما چرا خوشه .... دل همه پر آتیشه ....... روز خوشی نداریم .... ما همگی مینالیم ........ چیه که بی قرارین .... انگار که غم ندارین ..... بگین به ما جریان چیه .... شاید دل ما هم ... کمی خوش بشه .... به هم نگاهی کردن و خندیدن .....نگاه به ما هم کردن و.. خندیدن ...... یه مرتبه دیدم ..که وای .... خنده هاشون ...به غم نشست ........ : دل ما کجا خوشه .... ما از شما ..غمگین تریم ...... یه ماهه که ..بیکاریم .... پول وپله نداریم .... روزمون هم سیاهه .... دلامونم .. کبابه ..... روز خوشی نداریم .... اقبالمون خرابه .... ما دو تا بچه داریم ... پول پفک نداریم .... سه قسط مونده داریم .... ضامن شاکی داریم ... طلبکارا دم در ...... مالیاتم ندادیم ..... سفره ی خالی داریم .... چه روزگاری داریم ... سکوت ... فضا رو .. گرفت ... دله .. حاضرین ..گرفت ...... هر کی یه آهی کشید .... هر کی بیاد مشکلش ... آه و فغانی کشید ..... داغ همه .. تازه شد ....خدا هم .. آهی کشید .... چه دنیای بدی شده .. خدایا ..... دوستای ما غمین شدن .. خدایا ..... : خنده ی ما .. با دل خوش .. نیس بخدا ..... مخدره .. که واسه ما فراموشی میاره ... خنده رو ..رو لبای ما میکاره .. اگه که این ..نباشه ... دیونه میشیم ..بخدا ... آهای خدا ..ببین چی شد...عاقبتو آخر ما ...
دین برای انسان است نه انسان برای دین ... کاش ما این را بفهمیم و دین را نمیشود اجبار کرد و اگر اجبار شد دو رنگی در اجتماع ظاهر میشود و تظاهر به دین داری میکننند همان چیزی که در کشور ما اتفاق افتاده ... طرف به خاطر تفریحات و کم شدن خدمت نظام به بسیج و مسجد میرود در صورتی که اعتقاد ندارد ..

۱۳۸۸/۰۴/۱۲

روحانیون بی رسالت ما

ذهن مردم .. مسموم شد ... با دروغ و خرافات ... به فکر ما ها نیستن ... به فکر سود و پولند ...حکومت بر مردم .. چاپیدن ساده ها ... کشور ما .. دست یه مشت .. آدمای مزدوره ... آخوند های پررو و .. یه رهبر فاسده ... سو استفاده از دین ... همش واسه ثروته ... یه کمی هم قدرته ... کاش میشد... با بی تفاوتی گذشت .... از سرنوشت مردم ... مثل همین آخوند ها ... بخاطر پول گذشت .. از همه ی مسائل .... تا چشمشون به پول خورد... یادشون از مردم رفت ... آهای مردم ببینید .. روحانیون ما رو.... همه عوام فریبند ... همه گرفتار پول ... همه بزدل و تر سو .... هرگز جرات ندارن ... که از حقیقت بگن ... همه از هم میترسن .. گرفتار دروغند .... آهای خدا میبینی ... روحانیون ما رو .... گرفتار و اسیرن .... اسیر پول و ثر وت .... دیگه مردم مهم نیست ... مهمه پول و قدرت ... آهای خدا میبینی همه دچار هوس ... قصه ی بهشت و شها دت واسه ما میخونن .... ولی باور ندا رن .... اونا فقط میشینن ... قصه شو تعریف میکنن ... با اب و تاب .. مردمو تحریک کنن ... خودکشی آدما ... واسه نجات اونها ... واسه هدف اونها ... یه غصه و فریبه ... فریب مردم ما... با دروغ و اون خدا ... سالهای ساله هستش .... سالهای ساله که ما ... اسیر اونها هستیم .. آهای مردم ساده ... تا کی باید اینطور شیم ... ما فدای اونا شیم .... میلیون ها ساله که ما ... اسیر دین ها هستیم ... مبدا تاریخمون ...مسخرست ... افتخار کشورمون .... تصرفش .. توسط اعرابه ........ آهای خدا .. میبینی .. میدونی ... با مردمت .. چیکار دارن ..میکنن ... با گفتن یا زهرا ... دارن میندازن ..پایین ... دانشجو های ما رو ... نکنه تو هم دروغی ... تو هم فقط سرابی ... نکنه تو هم فریبی ... آهای خدا کجایی..؟؟؟ میبینی درد ما رو ... میشنوی احوال ما ...آهای خدا تو هستی .... تو هستی یا که نیستی ..؟؟.. من میدونم که هستی ... من میدونم که ما رو ... میشنوی و میبینی ... ولی بروز نمیدی ... همش تو قسمت ماست ... سرنوشت ما اینه ... شدیم گرفتار این ... روحانیون مفت خور ... از بودجه ی مملکت ... از جیب این بیت المال ... شکم بزرگ کردن ... دارن با ما میجنگن ... مثل یه انگل دارن ... میمکن خون ما رو ... آهای خدا کمک کن ... جز تو کسی نداریم ... حالا دیگه وقتشه ... باید که زیر و رو شه ... خونه ی ظلم و فساد ... پیش بینی فردوسی .. درست از اب در اومد .... دارن میخورن اینها ... مغز جوونای ما ...

موج سبز.. قیامی برای آزادی

آری من به موج سبز ایمان دارم قیامی که متعلق به هیچ کس و هیچ گروهی نیست قیامی علیه بی عدالتی .. علیه دروغ و تقیه و ریا .... قیام مردمی که سی سال سرکوب شدند سی سال در خفقان زندگی کردند سی سال ظلم وزندان و شکنجه و اعدام شدند ... قیامی برای آزادی ... آزادی دین و عقیده .. آزادی گفتن و نوشتن ... آزادی امید و شادی ... آزادی بودن آنچنان که میخواهند باشند ...

ببین با ما چه کردن

یکی از اقوام گفت : من بعضی حرفای اینها رو قبول ندارم .. گفتم کدوم حرفا ..؟؟؟؟ _ فلانی توی سخنرانی گفت .. زن نباید حتی جلوی شوهرش هم برقصه من این حرفو قبول ندارم آخه چرا ..؟؟؟؟ تو را خدا ببین مشکل مردم ما چیه ببین ما رو چقدر تحقیر کردن گفتم : هر حرفی را که میشنوی هر کی گفت حتی اگه خدا هم گفته باشه (چرا میزنی ..؟ خدا که حرف نمیزنه این آخوند ها میان خودشون از طرف خدا حرف میزنن این حرفا رو حتی اگه تو قران هم نوشته باشه خدا نگفته محمد و بقیه آخوندا گفتن ولی مگن خدا به ما گفته .. ) حتی اگه خدا هم گفته باشه .. تو اول خودت فکر کن ببین اگه با شعور و منطقت جور در میاد اون وقت قبول کن اگه به نظرت منطقی نیست دلیلی نداره قبول کنی .. میبینید چه بر سر مردم ما آوردن .. از بس بهشون تلقین کردن که هر چی ما میگیم درسته و ما از طرف خدا حرف میزنیم و فلانی هم نماینده ی خداست دیگه براشون عادی شده که بدون فکر کردن حرف این آخوند ها رو قبول کنن .. میگن باید حتما یه مرجع تقلید داشته باشی و بدون فکر کردن ازش تقلید کنی یعنی تو هیچی نمی فهمی ..

فریب مردم ...

خسته بودم از بودن .....هیچ دلخوشی ای نبود .......بهونه ی قشنگی....واسه گول خوردن نبود ......خسته شدم .. از فریب ...از اون دروغ های دین .....همه ی اون قصه ها ....دروغ بود و دروغ بود ......سواستفاده کردن ....از دین این و اون بود ...حقیقتو فهمیدم ..نفرت من زیاد شد ... چه دنیای قشنگی ست .... توی فریب رویا ..... ولی دریغ از اینکه ....موقتیه رویا ...... فشار واقعیت .. چشمای ما رو وا کرد... ما هم دیگه فهمیدیم ... یه دکونه شریعت ... سود روحانیامون ... اونقدر زیاد شده بود ....که دیگه درد مردم ....بی اهمیت شده بود .. آهای خدا .. تو داری ...میبینی احوال ما .....هیچ کاری هم نمیکنی ....واسه ما ..... عجب دنیایی داریم پر از دروغ و فریب .... فکرشو کردی ببینی .. خرافات ... . چطوری فکر مردمو .. خراب کرد ...شادی مردمو ..چطور گناه کرد .. بوسیدن عشقو .. چطور حرام کرد ...مردمو باید از خرافه ها .. رها کرد ... زندگی رو باید ... از اون جدا کرد ... دنیای آدما رو ... ماتم کده کرده بود .. شادی رو از دنیای ما.. کنده بود .. آگاه کنیم مردمو ... از مسجدای دروغ ... تو خونه ی خدامون ... ریا نیاد با دروغ .... مسجدای دروغی ... اون حرفای دروغی ... قصه های دروغی ... دنیا های دروغی .... رو حانیون دروغ .... رسالت دروغین ... شریعت ریا و .. یه منبر دروغی .. باید رها بشیم ما .. از دنیای دروغ ها ... از منبر تقیه ... دکون و سود اونها ... سواستفاده هاشون .. از سا دگی مردم ... یه چیز عادی بودش ..... با فکر اینکه مردم ... همیشه ساد ه هستن ... آهای خدا نگاه کن ... فکری به حال ما کن ... آهای خدا میبینی ... با گفتن نام تو .. به بونه ی راه تو .. دارن چیکار میکنن ... آهای خدا میبینی ... تا کی ساکت نشینی ..... ؟؟؟؟؟؟

۱۳۸۸/۰۴/۱۱

زمان..

>من در زندگی ام با موقعیت ها و شرایط و اتفاقاتی روبرو شدم که فهمیدم تمام جهان یک نظم دقیق و دیوانه کننده ای دارد ... انگار که یک برنامه ریزی دقیق و لحظه ای و هزام ثانیه ای شده .. بطوری که حتی اگر یک ثانیه ( که برای جهان زمان طولانی ای به حساب می آید..) زمان جهان را عقب یا جلو کنیم کل جهان بهم میریزد ...
در زندگی روز مره شاید برای ما حتی ساعت ها هم مهم نباشد ولی مقیاس های زمانی بسیار بسیار کوچک هم در زندگیمان تاثیر بسزایی دارد یک نگاه را در نظر بگیرید مسلما برای همه ی ما پیش آمده اگر ثانیه ای را در زمان نگاه کردن کم یا زیاد کنیم <="font-size:130%;">موقعیت یا ماجرایی را از دست داده یا بدست آورده ایم .. آنزیم ها و فعل و انفعالات و تصورات و افکار در مغز مبهم ما تاثیر وحشتناکی دارند ..و زندگی ما به ثانیه ها وابسته ست..
حرکت کوچکترین ذره های پروتون و الکترون های یک اتم بر کل جهان تاثیر دارد و این نظم خارق العاده است که همه چیز را سر جای خودش نگه داشته ..آری حرکت کوچک ترین ذره در ارتبات با حرکت کل آفرینش است و همه چیز و همه چیز به طرض وحشتناکی به هم مرتبط است .. میگویید چرا می گویم وحشتناک است .. چون آن درکی که از این جریان در ذهنم ساخته شده واقعا وحشتناک است و حیرت آور و گیج کننده و بطوری که من نمی توانم با شعور ناچیزم درکش کنم و یا حتی بهانه ای برایش بیابم .. فقط این را درک کرده ام که هر ماجرایی که پیش می آید هر چند به نظر من غیر منطقی و نا عادلانه و ظالمانه باشد منظم است .. و هر چیزی دقیقا سر جای خودش است .. او خوب میداند دارد چه میکند ..در حالی که بعضی گمان میکنند که ما به حال خود رها شده ایم همه چیز دقیقا همان طوری ست که باید باشد .. پیش بینی های ستاره شناسی را دقیق بشوید از قرنها پیش حتی کوچکترین ثانیه ای مو نمیزند کل جهان با نظمی است که هنوز درک نکرده ایم .. جهان اسرار زیادی دارد ..
میلیاردر شدن آدم ها چه ارزشی دارد وقتی .... وقتی هنوز عده ای غم نان دارند ......... هر چند تا حق کسی خورده نشود که کسی پولدار نمی شود چرا این پولدار ها با پول هاشان شرکت و کارخانه ای راه نمی اندازند تا چهار خانواده با آن نان بخورند نا امید ناامیدم و خسته .........

آهای خدا کجایی .. <شعر..>

اگه من ... توی حیاط ......نشسته باشم و ..خدا ....یه گونی پول واسه من ....... بندازه پایین چی میشه ....اگه من پول دار ...بشم ...پول کسی کم نمیشه ...آهای خدا کجایی .... بکن به من نگاهی .....نه پولی و نه کاری ......بیا بکن یه کاری ......
همه چیز و گرفتن ...نه آزادیه گفتن ...نه آزادی لبخند .....همه کارمون ..شده ........عزا و غصه و غم ....فلان معصوم مرده .... شهادت فلان کس ....تنها هیجان ما ...زدن تو سینه و سر .... نه موسیقی آزاده ..... نه رقصیدن و خنده ....آهای خدا کجایی ... بیا بکن یه کاری ... اگه ما بیچاره ها ....... پول درستی داشتیم .... هزار تا کار میکردیم .... انرزی هسته ای ...تو زیر زمین میساختیم .... استعدادهای ما هم ....چون فقیریم ..شد تباه ... همیشه که اینطور نیست .... خدا کنه نباشه ....یه عمر بی نسیبی ... فردا سیاه نباشه ....هزار تا فردا اومد ...همش از قبلی بدتر .... آهای خدا کجایی ....نکنه ..تو هم سرابی....
خسته ام خسته ام ...... خسته ام از همه کس ...خسته ام از همه چیز ..... خسته ام از ناامیدی .... خسته از فکر نان ...

بیکارم..<..شعر..>

بیکارم ..... بیکارم ....... پول و پله ندارم........من زن و بچه دارم .........آهای خدا خدایا ..... پس تو کجایی حالا ......هیچ خبری ازت نیست ...گوشات سنگینه حالا ......... اصلا ما تو ..دیدی .......صدامونو شنیدی.؟......هیچ خبری ازت نیست ...... نگو تو هم فریبی ...... حالا چیکار کنیم ..... ما هر کی که پول نداره ..... حتی گورم نداره ..... اونا که پول دار هستن ..... جای خدا نشستن ..... با حق ما ..پول دار شدن ..... هر کاری خواستن میکنن ..... فکر مارو نمیکنن .....یکی که میلیاردره ........ یکی غم نون داره ..>بیکاری یه خواب بد ....یه بیماری بد نیست ....بیکاری یه عذابه ..کاره که پول میاره ....پولم غذا میاره ...پوشاک و مسکن که هیچ ...ما تو خوراکش موندیم ...... همش به فکر کارم ....من آرامش ندارم .....من زن و بچه دارم ....هیچ ارثی هم ندارم .....هیچ پولی هم ندارم ....آهای خدا کجایی ... پول واسه ما نداری ..؟...هیچ ارثی هم نداریم .... چقدر ما بی بخاریم .....ما زندگی نداریم ...هیچ دل خوشی نداریم ....ما فقط زنده هستیم ... هیچ دل خوشی نداریم ...تو فکر فردا هستیم ... امشب غذا نداریم....یه روز خوش ندیدیم ... کاشکی خدا ..بمیریم ....دلامون خونه خونه ...یخچالامونم خالی ..آهای خدا کجایی ... مردیم از بینوایی ......وقتی که فکر میکنم ....یه کهمشان میبینم..... زمین چقدر کوچیکه .... آدماشم چه ریزه ....هیچ تاثیری نداره .... بودن ما تو دنیا ... اگر منم نباشم ....چقدر اسوده ..باشم .......کاشکی منم نباشم ....از این دنیا رها شم .....همش مصیبت و درد .... همش فقر و نداری ....نمی ارزه به بودن ...همش ناراحتی ..غم ...

۱۳۸۸/۰۴/۱۰

چراااااااااااا..

اقدام علیه امنیت نظام ....محاربه با خدا..و... ای خاک برسر اون نماینده هایی که این قوانین را تصویب کردن نظام ضد آزادی ..ضد تفکر.. ضد آگاهی.. ضد هر دیگر....چه مصلحتی دارد نظامی که به مردم پشت کرده چه ارزشی دارد دیگر چه مصلحتی.. . آقایان رفسنجانی و کروبی و موسوی و حتی رضایی را ساکت نگه داشته ..؟ چه مصلحتی ...؟؟؟؟؟............ ولی ما چهره ی خیلی ها را نتوانستیم بشناسیم آقای لاریجانی که در صدا و سیما تمرین دمکراسی میکرد..، با کمال نا باوری با احمدی نزاد همراه شد.. در طی چهار سال همه ساکت ماندند ..در مناظره ها دیدیم ای بابا اینها هم یه چیز هایی میفهمند پس چرا هیچ کاری نکردند اینها که میفهمیدند چه برسر ایران دارد می آید.. چرا .؟ چرا..؟ هیچ کاری نکردند..؟ چرا جلوی این نالایق را نگرفتند..؟ آقای رضایی واقعا شما از مبارزان دوره ی انقلاب بوده اید ..؟ حرمت خون آن شهیدان را هم نگه نداشتی..؟ بخاطر کدام مصلحت .... مصلحت چی ..؟ مصلحت کی..؟ این نظام ضد مردم ..؟ این دولت بی مردم ..؟ الان دو دوره است که این بی لیاقت با کثافتکاری درآمده .. در طول این چهار سال هیچ کاری نکردی که به قول خودت کشور را رو به سقوط میبرد و حالا هم تاییدش میکنی ..؟ بی انصاف تو داری به مردم به اون همرزمات .. به خون شهیدان.. به شهیدان خیانت میکنی .. خون شهیدان را پایمال میکنی .. آخه تو چیکار میکنی ..؟ آخه به چه قیمتی ..؟؟؟؟؟؟؟؟ در سال های انقلاب تو با همین مردم تظاهرات کننده بودی تو .. تو با قتل عام مردم همکاری میکنی ..؟
نمی گویم بیا در مورد انتخابات کوتاه نیا انتخابات به در ک در مورد این وضعیت مردم نباید ساکت بمانی تو با سرکوب مردم همکاری میکنی..؟ چهار سال ساکت ماندی بس نبود .. تو داری با ظلم همکاری میکنی..آقای رضایی
همیشه اینطور نیست... همیشه اینطور نیست....نبود و نخواهد بود .... و مردم تنها...درعرصه ی نبرد..... با دروغ و بد...این دولت نزند... باید کاری کرد... باید بیدار کرد.. با دستای خالی.... با صلاح بودن......در حماسه ی حضور.. رنگ میگیرد ..... باید بمیرد .. دشمن ایران .. دشمن مردم.. نمیدانم چرا این هم میهنان من که به خودشان مشروطه خواه یا سلطنت طلب میگویند واقعا خواهان نظام پادشاهی در ایران هستند نمی شود گفت این حکومت از آن حکومت بهتر بود یا بدتر بود اصلا قابل مقایصه نیستند و مسلما کشور ما گام دیگری برای دمکرات شدن برمیدارد نه که به قهقرا میرود جوامع رشد میکنند 30 سال گذشته .. زندگی خیلی ها تباه شد تمتم کشور تباه شد کشوری که رو به پیشرفت بود یکباره به وسیله ی دین استپ شد و به قهقرا حرکت کرد آن همه جوانی که برای آزادی بیشتر و آزادی بیان مبارزه کردند برای دمکراسی مبارزه کردند برای کمونیسم مبارزه کردند آن دانشجو ها آن روشنفکران کجایند ..؟ اکثرا شهید شدند شهید شدند .. روحشان شاد .. شادی از بین رفت مردم فقیر تر و بدبخت تر شدن و این احمق ها دست آورد انقلاب را برق کشی به روستا ها و خط مترو و... میداند.. ولی حالا مردم سواد دارند مطالعه میکنند هر چند کتابها از صافی اسلام گذشته باشد اینترنت هست مردم آگاه تر شده اند جمعیت تقریبا دو برابر شده نیاز ها و اعتقادات عوض شده .. من در دوره ی قبلی نبوده ام ولی عادلانه نیست که ما با این سیستم برابری و دمکراتیکی که بر جهان حاکم است .. و روز به روز پیشرفت میکند ما از سلطنت حرف بزنیم با تمام احترامی که برای شاه مرحوم و شاهزاده رضا قائلم کاش این بودجه ای که برای این احزاب خرج میشد برای آگاهی مردم خرج میشد .. آیا اگر به یاری پروردگار ایران آزاد شد و جایگاه رفراندوم رسید آیا آیا واقعا شاهزاده رضا ادعای سلطنت میکنند ..؟ به امید ایرانی آباد و آزاد

باید در عقایدمان تجدید نظر کنیم

راستی گفته باشم که آخوند ها برای اینکه کسی که قران رامی خواند کافر نشود آمدند و گفتند که این معنی ظاهری آن است ولی معنی باطنی آن چیز دیگریست و این طور شد که هر آیه ای چندین تفسیر مختلف و بلند بالا گرفت که اکثرا هیچ ربطی به معنی ندارند حتی آمدند گفتند که حافظ هم تفسیر دارد شراب در قران و در دیوان شعرا شراب باطنی و روحانی است در صورتی که قران بر اعراب بی سواد نازل شد و کاملا معنی آن مشخص است و نیازی به پیچ و تاب ندارد .. برای اینکه قرآن را از درک و خواندن مردم دور کنند بهانه ها ی مسخره ای آوردند. . باید وضو بگیری .. دستت به نوشته ها نخورد .. فقط نگاه کنی ثواب میبری .. عربی اش را بخوان .. مسخره نیست که در قبرستان قاری قرآن بی ترجمه رامی آورد همین طور باز میکند و سوره های جنگ و زناشویی یا مشکلات زنان یا قصه های بی ربط را به عربی میخواند که چه بشود .. ثواب دارد برای مرده ثواب دارد .. منطقی ست .. آیا تاثیری دارد ..
چرا کشورمان را غرق خرافات کرده اند..؟ برای اینکه با خرافات است که می توانند یک شخص را از همه برتر دانست با گرفتار خرافات بودن است که ذهن ما دیگر وقت فکر کردن به مسائل کلی را ندارد از بس خرافات اطرافمان مثل یک پیچک پیچیده که اطرافمان را درست نمی بینیم از بس گرفتار مسائل دروغ و بی ربط و دست و پا گیر شده ایم که دیگر از زندگی لذت نمی بریم همش مواظبیم که این یا آن دستور فقهی درست انجام بدهیم درست وضو بگیریم ... دستمان به کلمات قرآن نخورد آیا نماز را کم نخواندیم .. و وسواس ها ی .. جایی برالی فکر کردن نمی ماند چرا که ما باید مواظب تقلید کردنهایمان باشیم که یه وقت اشتباه نشود ما اینقدر کثیف شده ایم که به کثافت عادت کرده ایم و نمی بینیمش باید در تمام عقایدمان تجدید نظر کنیم یک دوباره بینی خارج از تلقینات بچگی..